شيخ حسين انصاريان

226

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

كنيد ! » « 1 » به كوى وصل تو هر كس كه ره بَرد يارا * كى آرزو بنمايد بهشت اعلا را به مهر زُهره جبينان كجا سپارد دل * كسى كه ديد جمال تو ماه سيما را اگر چه سرو سَهى در چمن بود آزاد * وليك بنده بود آن قد دل آرا را حجاب بين تو و دوست جز من و ما نيست * به يك طرف بزن اين پردهء من و ما را علاج درد منيّت به غير او نبود * به او دوا كن اگر طالبى مداوا را ز جوى عقل كجا آب مىخورد ديگر * كسى كه يافت چو لامع ز عشق دريا را ( لامع ) داستان زندان ابراهيم تيمى با شخصى از بحرين « ابراهيم تيمى حكايت كرد كه چون حجاج بن يوسف مرا محبوس گردانيد موضعى ديدم تنگ و تاريك‌تر از دل عاشقان و ديدهء معشوقان ، مردم زيادى در حبس بودند و هر دو نفر را يك بند نهاده و هر كس را چندان بيش جاى نبود كه

--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 92 / 233 - 234 ، باب 107 ، حديث 29 ؛ مهج الدّعوات : 331 .